آقاجونم ام هم از پیشمون رفت (هفته 21 و 22)
سه شنبه صبح خبر فوت آقاجونم (بابا مامی جون) و بهمون دادن، دلم خیلی گرفت تمام مدت به این که این چند سال چند نفر و از دست دادیم و معلوم نیست تا کی این سفر و طی می کنیم و تو این مسیر چه کسانی زودتر و چه کسانی دیرتر می روند؛ فکر می کردم (دخترم از لحظه لقاحت دعا کردم به درگاه خدا که عمری طولانی و با عزت داشته باشی و وارث صالح من و باباحمید باشی).
ناراحتم از اینکه دیگه مامان بزرگ و بابابزرگی ندارم. دخترم تا وقتی عزیزانت زنده هستن قدرشون و بدون و این و بدون دخترم قشنگ ترین خاطرات روزهای کودکی تو هستند و عزیزترین ها خاطره سازهای این روزها هستن.
دخترم سه روز دیگه ماه پنجم بارداریم و به سلامتی طی می کنیم و وارد ماه ششم بارداری می شم. از خدای مهربون برای لحظه لحظه با تو بودن ممنونم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آقاجونم ام هم از پیشمون رفت (هفته 21 و 22)
